لوطی گوش بریده

لوطی گوش‌بُریده: مطرب بازار تهران که دعایش مستجاب شد

اینجا داستان یکی از عجیب‌ترین و محبوب‌ترین شخصیت‌های تاریخ اجتماعی پایتخت است؛ مطربی که سرنوشتش از قصر پادشاه به دل قحطی و بازار کشیده شد.

🎭 لوطی صالح: از عیش دربار تا غضب شاهانه

 

لوطی صالح، در دوران کریمخان زند، نه یک تاجر، بلکه یک لوده و مطرب محبوب بود. کار او خنداندن بزرگان و مردم با طنازی و موسیقی بود. اما سرنوشت او با روی کار آمدن آقامحمدخان قاجار دگرگون شد.

به دلایلی (که برخی آن را کینه شاه از درباریان سابق می‌دانند)، آقامحمدخان دستور به یک تنبیه وحشتناک داد: بریدن گوش و بینی لوطی صالح!

این حکم، لوطی را از یک ستاره دربار به یک فرد مطرود و گوشه‌نشین تبدیل کرد. او به محله‌ای در قلب بافت بازار بزرگ تهران آمد که بعدها به نام خودش معروف شد: “گذر لوطی صالح.”


✨ معجزه در دل بازار قحطی‌زده

بازار تهران

 

شهرت جاودانه لوطی گوش‌بُریده دقیقاً از همین نقطه شروع می‌شود؛ در زمانه‌ای که تهران دچار خشکسالی و قحطی بی‌سابقه شده بود و مردم بازار درمانده بودند:

  1. ناامیدی بازاریان: وقتی دیگر هیچ دعایی اثر نمی‌کرد، مردم سرخورده بازار به لوطی صالح، که آبرویش را از دست داده بود، طعنه زدند که: “حالا که آبرویی نداری، از خدا بخواه شاید دعای گناه‌کار تو مستجاب شود!”

  2. نذر عجیب: لوطی صالح نذری کرد. او صورت خود را سیاه کرد، تنبکش را برداشت و با نوای غمگین و شعر مشهورش:

    «یا رب تو بده باران / از بهر گنه‌کاران» حرکت خود را از داخل بازار به سمت حرم شاه عبدالعظیم آغاز کرد.

  3. اجابت سریع: روایت‌های محلی می‌گویند هنوز لوطی صالح مسافت زیادی را طی نکرده بود که آسمان غرید و باران سیل‌آسا شروع به باریدن کرد!

این معجزه باعث شد که لوطی گوش‌بُریده، مطرب مطرود، در چشم مردم بازار و تهران قدیم به شخصیتی مقدس، دارای کرامت و شفیع تبدیل شود.

اشتراک گذاری

مطالب مرتبط

دیدگاه خود را بیان کنید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *